نهاد باید با فعل مطابقت داشته باشد.

غلط: هم من رفتم هم او - صحیح: هم من رفتم، هم او رفت.

+    | 

جدا‌ نوشتن کلمات مرکّبی که سر‌هم‌نوشتن‌ آ‌نها موجبِ بدخوانی می‌شود:

غلط: حاصلضرب                      -                    صحیح: حاصل‌ضرب

+    | 

استفاده‌ی درست از نشانه‌های خطّ فارسی:

غلط: بنایی را دیدم  -  صحیح: بنّایی را دیدم

+    | 

پرهیز از جمع بستن جمع‌های عربی با نشانه‌های فارسی.

غلط: اخلاق‌ها                                     صحیح: اخلاق

+    | 

پرهیز از کاربرد «یّت» با کلمات فارسی

غلط: دوئیت               صحیح: دوگانگی

+    | 

1. استفاده‌ی درست از «ی» میانجی:

غلط: سبو آب       صحیح: سبویِ آب

 

2. کاربرد «ی» میانجی بزرگ به جای «ء» هنگامی که مضاف به مصّوت ـِ ختم می‌شود.

غلط: مدرسة بزرگ                                                        صحیح: مدرسه‌ی بزرگ 

+    | 

اگر «باسمه‌تعالی» را به کار می‌بریم، نباید «ا» آن حذف شود؛ زیرا یک عبارت عربی است.

+    | 

«آنکه» در جمله سر هم نوشته می‌شود مگر آنکه، منظور «آن کسی که» باشد که در آن صورت با نیم‌فاصله (آن‌که) نوشته می‌شود.

+    | 

«به»ی حرف اضافه نباید چسبیده به کلمه نوشته شود.

غلط: بنام خدا                             صحیح: به‌نام خدا

+    | 

«تر» و «ترین» جدا از کلمه نوشته می‌شود؛ بنابراین نباید به کلمه‌ی قبل از خود چسبیده باشد.

غلط: کوچکتر           صحیح: کوچک‌تر         –         غلط: بیشترین        صحیح: بیش‌ترین

+    | 

«همزه» بعد از «الف کشید» در پایان کلمه حذف می‌شود و در وسط کلمه به «ی» بدل می‌شود.

غلط: املاء، انشاء      صحیح: املا، انشا      -      غلط: پائیز، غائب        صحیح: پاییز، غایب 

 

+    | 

«می» روی فعل نوشته نمی‌شود.

غلط: میروم       صحیح: می‌روم

+    | 

«ها‌ی جمع» روی کلمه نوشته نمی‌شود.

 غلط: کتابها                صحیح: کتاب‌ها

 

+    | 

اولين تصور از ويرايش در ذهن شنونده‌ و خواننده‌ی غير‌ويراستار درباره‌ی اين حرفه، رعايت کردن چگونگي فاصله‌ها و قرار دادن علامتِ جمع در کلمات است. در حالي‌‌که در ويراستاري علاوه بر زيبايي‌‌شناسي و انسجامِ خط، مباحث بسيار ديگري مطرح است. با ورود تکنولوژي رايانه، ديگر بايد وظيفه يک‌دست‌سازي، رعايتِ نگارش حروف و فواصل کلمات را به حروف‌‌چينان و صفحه‌‌آرايان بسپاريم. به دليل ساخت ويژه‌ی زبان فارسي بايد برخي از مسايل فني ويراستاري را بپذيريم. ويراستار براي برقراري انسجام در ساخت زباني بايد به زبان مادري خود مسلط باشد و آن ‌را با زبان دوم (مورد ترجمه) منطبق کند. یک ويراستار خوب بايد به بريده‌‌نگاري‌ها و حواشي متون مسلط بوده و خود نويسنده (داراي انسجام قلم) و چکيده‌‌نگار باشد. ويراستار بايد سبک‌‌شناس باشد. به عبارت ديگر ويراستار بايد به انسجام و ساخت زبان منسجم برسد و زبان فارسي را از بيراهه رفتن نجات دهد.

در سبک‌شناسي، سبک براي نويسنده به مثابه‌ی رنگ براي نقاش است. به عبارت ديگر، همچنان که نقاش به رنگ‌‌هاي پخته نياز دارد، نويسنده براي نگارش به دايره‌ی واژگاني محتاج است. سبک، نقشِ سيال ذهن است. ويراستار بايد صاحب سبک و داراي انسجام ذهن باشد. از سوي ديگر ويراستار خوب به بهترين نحو با ابزار زباني ارتباط برقرار مي‌کند. ويراستار بايد با تجزيه کلمات و بررسي آنها با استفاده از خلاقيت خود به بهترين شيوه‌ کلمات را کنار هم قرار دهد. 

+    | 

ویرایش واژه‌ای نو است که در سده‌ی اخیر وضع شده است و هم‌معنای اصلاح و تصحیح در امور نوشتاری است. البته ویرایش به معنای نسخه‌ی تازه‌ای از یک چیز هم به کار می‌رود، مانند یک بازی رایانه‌ای که نسخه جدید آن ویرایش جدید نامیده می‌شود. به کسی که کار ویرایش را انجام می‌دهد، ویراستار یا ویرایشگر می‌گویند.

صادق کیا که استاد دانشگاه تهران و رئیس فرهنگستان زبان ایران بوده است، واژه‌ی «ویراستن» را از فارسی میانه به فارسی نو آورده است و بر پایه‌ی قواعد این زبان از این واژه، صفت مفعولی «ویراسته»، صفت فاعلی «ویراستار» و اسم مصدر «ویرایش» را ساخته است.

+    | 

ویرایش به همه‌ی جنبه‌های یک اثر از محتوا، ساخت، زبان و نظم و ترتیب ظاهری آن تعلق می‌گیرد و بر همین پایه انواعی دارد:

ویرایش فنّی: آراستگی ظاهری و نظم و ترتیب بخشیدن به اثر.

ویرایش تخصّصی: که ناظر بر جنبه‌ی علمی یا تخصّصی اثر است.

ویرایش زبانی و ساختاری: که مربوط به جنبه‌های دستوری و نگارشی و املایی است.

+    | 

هر نوشته باید از جهات گوناگون محتوا، بیان، صحّت و اعتبار، دقّت، نظم، آراستگی، علایم نگارشی و ... مورد بررسی و بازبینی قرار گیرد. به این بازبینی «ویرایش» یا «ویراستاری» می‌گویند. ویراستار ضمن رعایت سبکِ نویسنده یا مترجم، خطاهای دستوری، حشو، تکرار، گزافه‌گویی و عبارت‌های بی‌شیرازه و پریشان را سامان می‌دهد. 

+    |